تبلیغات
actors and actresses actors and actresses - نقد و بررسی فیلم prince of persia;the sands of time
 

نقد و بررسی فیلم prince of persia;the sands of time

نویسنده: soha khorsandy

تاریخ ارسال: شنبه 27 شهریور 1389

 

«شاهزاده ایرانی، ماسه‌های زمان» فیلمی سینمایی است که از اواخر ماه مه ۲۰۱۰ در سینماهای جهان به نمایش درآمده ‌است. این فیلم بر پایه یک بازی ویدئویی به همین نام ساخته شده و ستاره های آن ”جیک جلینهال”، ”بن کینزلی”، ”جما آرترون”، ”آلفرد مولینا” و ”توبی کبل” هستند.
تهیه‌کننده این فیلم ”جری بروکهایمر” است، و مایک نیول، که جام آتش را ساخته بود، آن را کارگردانی می‌کند. پیش‌نویس فیلم‌نامه، توسط جردن مکنر، خالق سری شاهزاده ایران نوشته شده است.
شن‌های زمان یک فیلم ژانر اکشن است، اما در ساخت فیلم سعی شده است از عناصر جالبی از داخل بازی استفاده شود تا برای بیننده آن یک تجربه تازه باشد. فیلم در مراکش و لندن فیلمبرداری شد.


داستان فیلم :
«الموت» شهریست زیبا و مقدس که توسط یک شاهدخت به نام «تهمینه» حکومت می‌شود. «گرسیو» (گرسیوز)، ولیعهد امپراتور ایران، به پیشنهاد «نظام»، وزیر شاه، به شهر الموت حمله کرده و آن شهر مقدس را پس از هزار سال تسخیر می‌کند. کاهنان الموت قرن‌هاست خنجری در خفا نگاه می‌دارند که هرکس به این خنجر اسطوره‌ای دست یابد، می‌تواند زمان را به عقب برگرداند و سرنوشت جهان را تغییر دهد. این خنجر قدرت این را نیز دارد که جهان را به نیستی بکشاند، چرا که شن و ماسه‌ای که درون این خنجر قرار دارد قابلیت کنترل زمان را دارد. بنابراین کاهنین الموت خنجر را مخفی نگاه می‌دارند تا بدست نا اهل نیفتد. اما اینک با تسخیر شهر بدست سپاه امپراتور ایران، خنجر طی ماجراهایی تصادفا بدست «دستان»، پسرخانده امپراتور ایران می‌افتد.
در جشنی که به افتخار این پیروزی صورت می‌گیرد، شاهنشاه ایران بطور مرموزی توسط ردایی طلسم‌شده به قتل می‌رسد، و درباریان انگشت اتهام را بسوی دستان دراز می‌کنند، چرا که او ردا را بر تن شاه کرده بود. اما او که بی‌گناه است، متواری می‌شود. تهمینه نیز به منظور پس گرفتن خنجر از قصر گریخته، و او را تعقیب می‌کند. دستان بزودی پی به قدرت هولناک خنجر می‌برد، و سعی می‌کند نظام را خبردار کند. نظام تنها کسی است که دستان به او اعتماد دارد. اما هنگام ملاقات با او متوجه می‌شود که نظام در قتل شاه دست داشته است. ”دستان” باز متواری می‌شود، و مجبور می‌شود با تهمینه متحد شود. نظام، مامورین مخفی به نام حشاشین را برای قتل آنان می‌فرستد که در فن جادو و نیروهای اهریمنی خبره‌اند. دستان متوجه می‌شود که نه تنها نظام قصد جانش را کرده بوده، بلکه به کمک حشاشین قصد دارد با روان‌کردن توفان شن و ماسه سرزمین و تمدن جهانیان را نابود کند، و حکومتی نو بر جهان روا کند.
دستان به‌کمک دوستان تازه یافته‌اش متوجه می‌شود که رسالت اصلی او این است که خنجر باستانی را، که رمز پایداری جهان است، از دست دشمنان دور نگاه داشته، و نظام را در این راه رسوا کند. اما او رفته رفته عاشق تهمینه می‌شود. اما در این بین، مامورین حشاشین موفق به ربودن خنجر می‌شوند، و تهمینه و دستان مجبور می‌شوند به الموت بازگردند، تا جلوی استفاده خنجر توسط نظام را بگیرند. دستان خود را مخفیانه به گرسیو (ولیعهد) می‌رساند و بی‌گناهی خود را به او ثابت می‌کند، و بدین ترتیب به او ثابت می‌کند که پدرشان را نکشته است، اما در همین هنگام نظام گرسیو را کشته و خنجر را برداشته و به زیر شهر در مکانی مرموز می‌رود، جایی که نیروهای هستی‌بخش جهان از آن ساطع شده، و جایی که خنجر قادر است جهان را نابود گرداند.
در رویارویی نهایی فیلم، دستان در لحظه آخر مانع از فنا شدن جهان می‌گردد. او به خنجر دست یافته و زمان را به عقب به زمان تسخیر الموت بازگردانیده، و باعث تغییر سرنوشت وقایع می‌شود.


گفته می شود سازندگان فیلم، داستان را بر اساس قصه مشهور حسن صباح، خواجه نظام‌الملک طوسی، و سلطان ملک‌شاه سلجوقی ساخته اند، اما بر بسیاری از جزئیات دست برده و آن را تغییر داده‌اند، و به نظر می‌رسد که با درهم آمیختن عناصر فرهنگی متفاوت، سعی در رنگارنگ جلوه دادن فضای داستان دارند.


نام «دستان»، قهرمان فیلم، برگرفته از دستان (زال پدر رستم)، از پهلوانان شاهنامه است. با این حال شخصیتش بی‌شباهت به علی‌بابا و چهل دزد بغداد در داستان هزار و یک شب نیز نیست.

تهمینه در شاهنامه نام همسر رستم است. تهمینه در فیلم، در الموت حکومت می‌کند، و نهایتا در داستان نیز مجذوب دستان می‌شود. کاهنین آن شهر نیز لباس زرتشتی بر تن دارند، اما از سوی دیگر شهر الموت با سبک معماری گورکانیان هند بنا شده است.

حشاشین در این فیلم برای خود قلعه‌ای جداگانه دارند و در آن تمرینات جادو و سماع می‌کنند. نام این گروه در فیلم Hassansin قید شده، که تلفیقی از دو نام Hashshashin حشاشین به انگلیسی و Hasan نام کوچک حسن صباح در انگلیسی است. در فیلم، رهبر گروه حشاشین شخصی اهریمنی است که احتمالا (با برداشت‌های شخصی فیلمسازان) از روی شخصیت تخیلی حسن صباح (و تا حدودی هم ضحاک) الگوبرداری شده است. شخصیت شاه احتمالا برداشتی از سلطان ملک‌شاه سلجوقی است که در سال ۴۸۵ ه.ق. به قتل رسید، و نام گرسیو نیز برداشتی است از گرسیوز پسر پشنگ در شاهنامه است.

نیویورک تایمز گزارش داد : فیلم شاهزاده ایرانی شن های زمان توسط شرکت والت دیزنی ارائه شده است و با نظر سنجی که بین مخاطبان انجام شد پیش بینی شد که فروش این فیلم به 40 میلیون دلار برسد و برای فیلمی که 200 میلیون دلار برای تولید خرج برداشته و بودجه بازار جهانی بیش از 100 میلیون دلار داشته این مبلغ ناچیزی است.


یکی دیگر از نشانه های بداقبالی فیلم شاهزاده ایرانی این است که این فیلم در روز چهارشنبه هفته گذشته تنها 1 درصد از پیش فروش روزهای اخیر را به خود اختصاص داده است.

منتقدان برجسته نسبت به فیلم شاهزاده ایرانی برداشت های مختلفی داشتند. برخی فکر می کنند فیلم خوبی با رتبه B است و برخی فکر می کنند این فیلم متوسط و زیر متوسط با رتبه C است.

“راجر ایبرت” از ”شیکاگو تایم” به این فیلم رتبه C داد. وی گفت موضوع تحریک کننده درباره جلوه های ویژه است که هر اتفاقی می تواند رخ دهد و اغلب می گویید چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

”مایکل فیلیپس” در شیکاگو تیربیون به آن رتبه B داد. او گفت به اندازه کافی سرگرم کننده بود. “لیزا شوارزبام” در مجله سرگرمی هفتگی به آن رتبه B داد. او گفت شاهزاده ایرانی، شنهای زمان به نظر خوب می آید.
”شان اوکانل” از سایت منتقدین فیلم به آن رتبه C داد. او گفت شاهزاده ایرانی کار خارق العاده ای نیست. لحظاتی در آن دیده می شود اما زودگذر است. ”ری بنت” از گزارشگران هالیوود به آن رتبه B داد . او اظهار داشت شمشیر و ماجراجویی شن سرگرم کننده، اما بی محتوا است.
“بستی شارکی” از لوس آنجلس تایم به آن رتبه B داد و گفت جیک جلینهال برای نقش دستان گزینه مناسبی نبود، اما جما آرترون و آلفرد مولینا و جلوه های ویژه و فیلم برداری این فیلم تاثیرگذار بودند.
”مونوهولا دارجیس” از نیویورک تایم به آن رتبه C داد و گفت در ابتدا به طور کلی توهین کننده و نسبتاً بی ضرر است. “جیمز براردینلی” از ریلویوز به آن رتبه B داد و اظهار داشت، این فیلم سریع گام به جلو بر می دارد اما بی معنی است و اجزایی که به کار گرفته شده دستاوردی به همراه ندارند.
بوستون گلوب نوشت: جای تاسف دارد که در ساخت این فیلم از هیچ ایرانی برای مشاوره هم حتی استفاده نشد.
اما ریچارد کورلیز Richard Corliss از Time، ساخت این فیلم را با توجه به شرایط حاکم بر فضای سیاسی دنیا می داند و با طرح این پرسش در متن مقاله خود که؛ پرسیا، صبر کنید ببینم، این ایران نیست؟ می نویسد: در واقع، شاهزاده پارسی کمک سیاسی و آرام بخشی است برای کسانی که مخالف حمله به عراق هستند. در این فیلم پادشاه ایران، بر اساس اطلاعاتی که برادرش نظام در اختیارش می گذارد، مبنی بر وجود تسلیحات کشتار جمعی در یک شهر ساحلی به این سرزمین یورش می برد.
با وجود اینکه نام این فیلم و شخصیت های آن از اسامی ایرانی است ولی محتوای فیلم چیزی از فرهنگ و ماهیت ایرانی را نشان نمی دهد.





************************************************** ***************

برای خواندن بیشتر به ادامه ی مطلب بروید.


در مورد موضوع و محتوای فیلم شاهزاده ایرانی شن های زمان، خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی رادیو ایران با حسین ضیایی تهیه کننده و کارگردان انیمیشن و دبیر تحریریه مجله پیل بان ، دکتر مجید موثقی استاد سینما و تئاتر و فیمساز ، و آرش خوشخو منتقد سینما و سردبیر روزنامه تهران امروز گفتگویی انجام داده است.
دکتر مجید موثقی استاد سینما و تئاتر و فیمساز درباره فیلم شاهزاده ایرانی به خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی رادیو ایران گفت : فیلم شاهزاده ایرانی یا شاهزاده پارسی ریشه در یک بازی کامپیوتری دارد که سال 1989 وارد بازار شد. آن زمان برای کامپیوتر اپل 2 وارد بازار شد که خیلی ساده بود ولی در چند سال اخیر این بازی خیلی مطرح شد. بعد از آن یک کمپانی فیلم سازی به کارگردان فیلم صخره که کارهای اکشن خوبی انجام داده بود پیشنهاد داد که شاهزاده ایرانی را کار کند. بعد از این کارگردان، قرار شد این پروژه به کارگردان دیگری به نام ”مایکل بی ” واگذار شود ولی در نهایت ”مایکل نیول” این فیلم را تمام کرد. او همان کارگردان فیلم هری پاتر و جام آتش است . این کارگردان از سال 1985 در جشنواره کن مطرح شد و فیلمی به نام رقص با بیگانه ساخته بود که جایزه نگاه جوان را دریافت کرد.

آرش خوشخو منتقد سینما و سردبیر روزنامه تهران امروز هم با اشاره به نوع ساخت این فیلم گفت : شاهزاده ایرانی بازسازی یک بازی کامپیوتری است. داستان فیلم کنایه ای به مسئله سلاح های جمعی دارد چون شاهزاده قهرمان فیلم عمویی به نام نظام دارد که او فرد شیطان صفتی است که می گوید در منطقه الموت سلاح های کشتار جمعی وجود دارد و می خواهند آن سلاح ها را از بین ببرند و در واقع می خواهد آن سلاح را به دست بیاورد. به خاطر چنین موضوعی که در واقع یک نوع شوخی و حاشیه نگاری در تاریخ ایران است و سلاح های کشتار جمعی مطرح می شود، منتقدان به این مسئله توجه کردند که فیلم می خواهد وجدان زخم خرده مردم امریکا را در مورد دخالت نظامی این کشور در جنگ با صدام و اشغال عراق آرام کند و امکان دارد این موضوع یکی از اهداف فیلم باشد، ولی فکر نمی کنم چنین چیزی در اولویت اصلی باشد و فقط می خواستند از شهرت یک بازی کامپیوتری استفاده کنند و از فروش فیلم به ذخایر دلارهای خود اضافه کنند .


مجید موثقی با اشاره به کلیشه های روتین در سینمای هالیوود و فرهنگ اصیل ایرانی افزود : این فیلم همان استانداردهای سینمای هالیوود را رعایت می کند از این جهت که بتواند فروش داشته باشد. الان از لحاظ فروش در رده ششم است پخش این کار را والت دیزنی بر عهده داشت و انتظار دارند که فروش آن به فیلم دزدان کارائیب برسد و به جنبه های پول سازی آن هم فکر می کنند. مشکل این فیلم این است، هر چند ما از امریکایی ها توقع نداریم که فرهنگ ما را خیلی دقیق نشان بدهند ولی باید بین ایران و خیلی از کشورهای همسایه عربی تفاوتی قائل شوند ولی اینها بر روی کلیشه های روتین کار می کنند همان چیزهایی که در کشورهای عربی وجود دارد. درست است که اسلام وارد فرهنگ ما می شود ولی ما هم ریشه هایی ایرانی خودمان را حفظ کرده ایم و اینگونه نیست که کاملاً عرب شده باشیم . این همان مشکلی است که در این فیلم ها وجود دارد و مشخص است که تحقیق زیادی درباره آن نشده است . البته قصه مربوط به دوران بعد از اسلام است . خیلی جالب است اسم شخصیت اصلی دستان است که به اسم رستم دستان بر می گردد، حتی اسم تهمینه که به صورت انگلیسی تامینا گفته می شد پس معلوم است یک سری تحقیقاتی راجع به این موارد و بر روی عناصر شاهنامه کرده اند.
آرش خوشخو در مورد سلطه پول و دلار در سینمای هالیوود تصریح کرد : کلاً در امریکا و در دنیای سرمایه داری هر کاری که سود داشته باشد مجاز است حتی اگر بدانند فیلمی ضد کشور خودشان است، اگر ساخته شود و سود مالی داشته باشد این کار را می کنند. خیلی از فیلم های به ظاهر ضد نظام سلطه که در30 یا 40 سال گذشته ساخته شده است سرمایه گذار آن خود هالیوود است . من فکر می کنم آنجا سلطه پول و دلار است و برای آنها از اول سود مالی این فیلم مهم بوده است . ولی اگر فکرهای دیگری مد نظر آنها بوده و مشابهت های با تاریخ معاصر و اینکه بخواهند وجدان جامعه را به سمت هدف های خاص پیش ببرند، مطمئناً این موارد در اهداف دوم و سوم است.
وی با اشاره به کارگردان این فیلم و اثری که ساخته است تاکید کرد : مایک نیول کارگردان این فیلم، یک کارگردان نسبتاً خوش نام انگلیسی است ولی هیچ وقت کارگردان خیلی مهمی نبوده است و معمولاً در حاشیه سینمای تجاری انگلیس و امریکا فیلم ساخته است. فکر نمی کنم در مجموع فیلم شاهزاده ایرانی فیلم مهمی باشد و فکر نمی کنم سازندگان این فیلم حرف های خاص سیاسی برای ساخت این فیلم در نظر داشتند و تنها یک فیلم تجاری است که از یک بازی کامپیوتری استفاده کرده و ملقمه ای از دوره های مختلف تاریخ ایران درست کرده است و سعی کرده مشتری خود را سرگرم کند. در نظرسنجی که از کاربران اینترنتی انجام داده شده است رتبه فیلم شاهزاده ایرانی 9/6 یعنی متوسط است.
حسین ضیایی تهیه کننده و کارگردان انیمیشن و دبیر تحریریه مجله پیل بان، در پاسخ به این سوال که آیا این فیلم بر اساس مستندهای تاریخی ساخته شده و آیا با شواهد تاریخی انطابق دارد به خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی رادیو ایران گفت : یک سری مشابهت های تاریخی این فیلم با تاریخ ایران دارد و از اسطوره های ایران گرته برداری شده است. اسمها و بعضی از روابط در این فیلم به طریقی از اثر جاوردان ایران یعنی شاهنامه گرفته شده است. بعضی از اینها مربوط به صده های مختلفی از تیموریان ، سلجوقیان است و رد پای حسن صباح و خواجه نظام الملک دیده می شود. یک نوع در هم ریزی تاریخی در این فیلم دیده می شود. اما این فیلم که عنوان شاهزاده ای از ایران را یدک می کشد و مربوط به فرهنگ ایران است متاسفانه هیچ گونه مشاوری از ایران نداشته است و حتی منتقدین سینمایی این موضوع را افتضاح دانسته اند که فیلمی به این صورت ساخته می شود و به صورت تاسف باری تاریخ ایران را تحریف می کند.


وقتی داستان فیلم را مرور می کنیم داستان های مختلفی مثلاً از قبیل داستان سیاوش ، و داستان حسن صباح ، داستان پشنگ و داستان های مختلفی از شاهنامه در این فیلم دیده می شود . ولی موضوع این است که دستاندرکاران هالیوود این فیلم را برای سرگرم کردن مردم ساخته اند همانطور که از جنبه های فرهنگی و تاریخی فرهنگ چینی و فیلیپینی استفاده می کنند.
ضیایی به بی توجهی ما به فرهنگ خودمان اشاره کرد و افزود : این فیلم هم به طریقی جنبه های مختلفی از فرهنگ و اسطوره ممکت ما را با هم ادغام کرده است و به یک صورت مجازی خاصی رسیده است و به یک شکل جادویی خواسته که مخاطبین خودش را جلب کند. ”راجر ایبرت” گفته که ممکن است این موضوع ایرانی ها را خشمیگن کند، ولی فکر نمی کنم کار به خشم برسد ما خودمان به قدر کافی «خود تعریفی» در فرهنگمان داریم و به فرهنگ خودمان جفا می کنیم . می گویند ایرانی ها عموماً نسبت به فرهنگ خود بی خیال هستند و فرهنگ خودشان را مورد تخریب تاریخی انجام می دهند و تحریف تاریخی می کنند، پس ما توجهی به فرهنگ و تمدن خودمان نداریم، ولی در مقابل فرهنگ عرب که در دنیای امروز قطب ساز ی می کند و حتی بر روی فرهنگ ما دست اندازی هم کرده است ،فکر می کنم اصلاً جای گله و شکایتی نیست. عرب امروز از هر چیزی برای خودش فرهنگ درست می کند و اشخاص اساتیری و اسطوره های ما را می دزدد و به نام خودش آنها را قاب می گیرد و به نسل جدید خود معرفی می کند.
مجید موثقی استاد سینما و تئاتر و فیمساز با مقایسه شاهزاده ایرانی و فیلم سیصد توضیح داد : اگر بخواهیم این فیلم را با فیلم سیصد مقایسه کنیم طبیعتاً این فیلم مانند فیلم سیصد نیست که بخواهند همه چیز را بر علیه فرهنگ ایرانی ها نشان دهند و یک مقدار ملایم تر است و مورد غیر قابل احترامی در این فیلم وجود ندارد . ولی تحقیقاتی که اینها انجام می دهند بیشتر به این خاطر است که تماشاچی امریکایی را داشته باشند و فیلم فروش برود و مشخص است که راجع به ایران هنوز در خیلی از کشورها اطلاعات درستی ندارند.
اخیراً جشنواره فیلمی داشتیم که مهمان های خارجی آمده بودند و می گفتند راجع به ایران چیز دیگری به ما می گویند و این همان مشکلی است که در خیلی از کشورهای غربی نگاه نسبت به ایران نگاه رسانه ای است و فکر می کنند موردی که در سطح کشورهای عربی وجود دارد در کشور ما هم هست، ولی اینگونه نیست . اگر بخواهیم شاهزاده ایران را با فیلم 300 مقایسه کنیم فکر می کنم کارگردان این فیلم سعی کرد که آن نگاه تلخ و فاجعه فیلم 300 را تکرار نکند، بالاخره کارگردانی است که خیلی جایگاه بین المللی خوبی دارد و فیلم های نسبتاً خوبی را ساخته است . فیلم 300 واقعاً فیلمی بود که حتی کاندید جایزه تمشک طلایی هم شد و فروش چندانی هم نداشت. فیلم سازهای هالیوود بایستی کارشناسان و ایران شناس های خوب را به این پروژه ها دعوت کنند و از آنها بخواهند که حقایق دیده شود .
هردوت تمام تاریخ را برای خود یونانی ها و غربی ها نوشت و از آن جایی که اسکندر در اتفاقی ننگین تخت جمشید را آتش می زند بسیاری از مدارک تاریخی هم از بین رفت و به همین دلیل فکر می کنم غربی ها نگاه درستی از لحاظ تاریخی نسبت به ما ندارند چون مرجعی موجود نیست و افراد متخصص باید در این امور نظر بدهند. تهیه کنندگان هالیوود بیشتر به دنبال پول سازی هستند به همین خاطر عجولانه این کار را شروع می کنند بدون آنکه بر روی فیلم نامه تحقیق کنند و برای مخاطبانی کار می کنند که هدف آن پول سازی است. شاهزاده ایرانی ساختار یک فیلم هالیوودی را دارد؛ مونتاژ نسبتاً خوب و ریتم خوبی دارد . بالاخره همین که نام ایران می آید و اول فیلم نام ایران و عظمت تاریخی و نقشه عظیم ایران می آید که چقدر امپراتوری ایران بزرگ بود و از جغرافیایی بسیار وسیعی برخوردار بود، خوب است.

 

برچسب ها: prince of persia;the sands of time، prince of persia، نقد و بررسی، نقد و بررسی فیلم، نقد و بررسی فیلم prince of persia;the sands of time، نقد و بررسی فیلم prince of persia،  

() نظرات